تعریف ماکروارگونومی:

ارسال شده توسط : مهندس شاهو الیاسی

 ماکروارگونومی رویکردی ازبالا به پایین برای طراحی سازمان سیستمهای کاری و همچنین واسطه های انسان ماشین انسان محیط می باشد.

 در اروپا ارگونومی با کاربردهای صنعتی در دهه 1950 آغاز شد واز اطلاعات روانشناسی کار بیو مکانیک و آنترو پومتری برای طراحی ایستگاههای کاری و فرایند های صنعتی استفاده می شد و تمر کز بر جسم کارگران و بهروری تولید معطوف بود . در آمریکا مهندسی فاکتورهای انسانی و روانشناسی مهندسی به خاطر مشکلات نظامی بوجود آمد ونقطه آغاز آنها روانشناسی تجربی و هدف بهبود عملکرد سیستمها بود. امروزه این دو شیوه ترکیب شده اند. 

 

شکست ارگونومی سنتی(میکروارگونومی):

هم اینک مشخص شده است که امکان دارد کار برجسته ای با درنظر گرفتن تمامی فاکتورهای انسانی در اجزای یک سیستم انجام شود در حالی که در دستیابی به اهداف راندمان سیستم به خاطر عدم توجه به طراحی ماکروارگونومی سیستم ناکام باشد.

 

نیاز به یکپارچه سازی ارگونومی با طراحی سازمان ومدیریت

برای اینکه حقیقتا“ ارگونومی کارایی داشته باشد و بتواند به نیازهای قابل پیشبینی چند دهه آتی پاسخ دهد لازم است فاکتورهای سازمانی ومدیریتی درتحقیقات ومطالعات ارگونومی دخیل شود

کاربردهای ماکرو ارگونومی:

رویکرد ماکروارکونومی تا کنون در زمینه های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است که برخی ازآنها عبارتند از:

- ساخت

- خدمات

- اتوماسیون دفتری مانند بانکها خدمات مالی اقتصادی حمل ونقل و سازمانهای دولتی و...

- تحقیق وتوسعه

- سیستمهای اطلاعاتی وپشتیبانی تصمیم گیری

- تحلیل و جلوگیری از حوادث صنعتی

طراحي موثر ماكروارگونوميك بسياري از نيازهاي ميكروارگونوميك را نيز برآورده مي سازد و در نتيجه تطابق پذيري ارگونوميك اجزاي سيستم با ساختار كلي سيستم راتضمين مي كند. به بيان  اجتماعي اين رويكرد باعث بهينه سازي همزمان زير سيستمهاي فني و پرسنلي از بالا به پايين در كل سازمان مي گردد. در نتيجه اطمينان بيشتري از كاركرد بهينه سيستم و اثر بخشي آن شامل بهره وري ، ايمني ، رفاه ، ‌انگيزش ذاتي كارمندان و كيفيت سطح زندگي وجود خواهد داشت.

در عوض رويكرد صرفاً ميكروارگونوميك به احتمال زياد سيستمي به وجود مي آورد كه زير سيستم انسان براي تطابق با تكنولوژي و ساختار سيستم تحت فشار قرار مي گيرد. عدم تطابق انسان با تكنولوژي و سازمان مي تواند نه تنها بر بهره وري و بازدهي سيستم بلكه بر انگيزش كارمندان ، تعهد و رضايت شغلي ذاتي نيز تاثير منفي بگذارد.